خبر یزد

آخرين مطالب

در این شهر هیچ فرد غیرمسلمانی کافر خطاب نمی‌شود! مقالات

در این شهر هیچ فرد غیرمسلمانی کافر خطاب نمی‌شود!

  بزرگنمايي:

خبر یزد - در این شهر هیچ فرد غیرمسلمانی کافر خطاب نمی‌شود و حتی، مسیحیان نیز با عنوان مردمان خارجی یاد می‌شوند، زرتشتی و یهودی و مسلمان در مجاورت هم خانه دارند و عقیده‌ی اصلی همگان بر پایه‌ی فرهنگ نوع‌دوستی و رعایت حقوق بشر است.
این‌ها بخشی از سخنان «امیر رضا وزیری» هنرمند برجسته‌ی یزدی و از پیشکسوتان حوزه گردشگری این دیار است که در قالب خاطراتش از گذشته‌های نه چندان دور این کهن‌شهر و مردمانش بیان می‌کند.
وزیری  پیرامون حال و هوای آن دوران به خاطراتش از زمان کودکی‌ و قدم زدن با پدر در کوچه و خیابان‌های کاهگلی شهر یزد اشاره و آن را این گونه توصیف می‌کند: «دستم را محکم گرفته بود و با گام‌های مردانه‌اش هم قدم شده‌ بودم، البته گاهی هم ناگزیر مجبور به دویدن همراهش می‌شدم . پدر با کت و شلوار اتو کشیده، کفش براق واکس زده و کلاه مشکی شاپوی دور دار بر سر، گام برمی‌داشت و یقه پیراهن سفیدش را مرتب می‌بست، گویی در یک چشم به هم زدن پوشش مردان اصیل یزدی را به رخ همگان می‌کشید . »
وی در ادامه راجع به ادب و احترام یزدی‌ها نیز این چنین می‌گوید: «گاهی با سلام و احترام و احوال‌پرسی‌های گذرا و دست به سینه شدن و حالتی نیمه تعظیم در مقابل رهگذران از الفاظی مانند «ارادتمندم» و «سایه شما مستدام» استفاده می‌کنند و به مسیرش ادامه می‌دهند؛ ما هم از کوچه‌های کاهگلی بازارچه‌ی محله‌ی قدیمی زرتشتی‌ها می‌گذریم، محله‌ای که در آن، برخی از زنان رهگذر با پوشش و لباس غیرمعمول و چادرهای گلدار و خوشرنگی که بر سر پیچده و تا زیر زانوهایشان آویزان است و برخلاف زنان چادر مشکی «پیش سلام» می‌شوند .
پدرم می‌گوید؛ «آن‌ها زنان زرتشتی هستند که اصالت ایرانی و دیرینه‌ای دارند، زنانی مهربان، با ادب، درستکار، نجیب، با اخلاق و آرام هستند و قرن‌ها در این شهر و در کنار ما مسلمانان زندگی دوستانه‌ای دارند.»
وزیری از قول پدرش اضافه می‌کند: در این شهر هیچ فرد غیرمسلمانی کافر خطاب نمی‌شود و حتی، مسیحیان نیز با عنوان مردمان خارجی یاد می‌شوند .
او صحبت جمع‌های مردانه‌ی یزدی‌ها را نیز محدود به تشریح حال همشهریان می‌داند و باز هم از قول پدرش این گونه توصیف می‌کند: در جمع‌های مردانه اغلب حرف از این است که فلانی وضع مالی خوبی دارد و خیرمند است و مومن !
وی با بیان این که گاهی نذرهای عجیب مردمان یزد هم در این جمع‌ها نقل محفل می‌شده است، تصریح می‌کند: مثلاً عنوان می‌شد که فلانی مقداری پول نذر کرده تا سنگ‌های سر راه مردم را که در تاریکی شب باعث زمین خوردن آن‌ها می‌شود، جمع کنند. البته نذرهای فرهنگی عجیب‌تری هم ادا و نقل می‌شد که برای این مردمان جای تعجبی نداشت .
این هنرمند پیشکسوت یزدی از حال و هوای مهردوستی و مهربانی و صمیمیت گذشته این دیار تفتیده نیز می‌گوید و بیان می‌کند: «گاهی از میدان خان و از زیر بازراچه که می‌گذشتیم حتی جز در ایام سوگواری نیز آوای دسته‌های سینه‌زنی و روضه‌ها، طنین می‌انداخت. گاهی هم مردی با شال سبز رنگِ پیچیده بر سر، نزدیک می‌شد و با پدر صمیمانه حرف می‌زد، از کنار دیگ‌ها و ظروف مسی و آن سر و صدای کوبه‌ها و چکش‌ها که می‌گذشتیم، وارد مغازه‌ای می‌شدیم و در کاسه‌های سفالی میبدی، فالوده می‌خوردیم . »
وی در ادامه ذکر خاطراتش از آن دوران، ادامه می‌دهد: «یخ‌های سرد داخل کاسه‌های فالوده را در دهان نگه می‌داشتیم، انگار همان یخ‌ها و برف‌های کوهستانی سردخانه طزرجان بود که مرد فالوده‌پز داخل کاه و گونی پیچیده و نگهداری می‌کرد . »
این هنرمند یزدی دست خیر یزدی‌ها و اندیشه‌ی نیکی که پشت هر اقدامی داشتند را از گذشته این گونه توصیف می‌کند: «یزدی‌ها در امور خیر همیشه شریک بودند و دستشان به کارهای خیر زیادی می‌رفت. دارندگان آب‌انبارهایی برای رفاه حال مردم می‌ساختند و گاهی براساس باورهای اشتباه در آن زمان، دو شیر آب نصب می‌کردند تا زرتشتیان نیز بتوانند از آن آب استفاده کنند . »
وزیری در مورد فرهنگ صرفه‌جویی یزدی‌ها نیز تصریح می‌کند: «آن روزها مردم یزد، پشت بام‌های گلین خانه‌های خود را آب پاشی می‌کردند تا شب هنگام، تشک‌هایشان را بر آن پهن کنند و در خنکای شب‌های کویر بخوابند. البته غروب‌ها که کمی از آب‌پاشی می‌گذشت، عطر خوش آب و گل مانند عطر کاهو و سنکنجبین یزدی‌ها در فضای خانه می‌پیچید.»
وی در بخش دیگری از خاطراتش از دوران قدیم اضافه می‌کند: «خانه‌های یزدی‌ها همیشه مرغ و خروس‌هایی هم داشت تا از ته‌مانده‌‌های غذای سفره اهالی خانه استفاده کنند . خلاصه که در این شهر چیزی دور ریخته نمی‌شد و حتی باران هم بیهوده در گل فرو نمی‌رفت . »
وزیری با بیان این که حیوان‌دوستی در خون مردم یزد است، می‌گوید: « آن روزگار تمام کوچه‌های شهرمان گربه داشت، سگ‌ها نیز در برخی از کوچه‌های شهر پرسه می‌زدند و من که همیشه قران بدست به خانه‌ی «ملا منّور» برای یادگرفتن قران می‌رفتم، این سگ و گربه‌ها را نظاره می‌کردم و گاهی هم می‌ترسیدم . »
او ادامه می‌دهد: خیرمندان یزدی به فکر همین سگ و گربه‌های کوچه‌های شهرشان نیز بودند به طوری که به خاطر دارم که پدر هم می‌گفت: «یک مرد خوب که تجارتش روبه‌راه بوده و دستش به دهانش می‌رسد، نذر کرده و افرادی را فرستاده تا هر روز آشغال گوشت و استخوان از قصابی بگیرند و به سگ و گربه‌های ولگرد بدهند . »
وزیری در این رابطه همچنین خاطرنشان می‌کند: «حتی حکایت بادگیرها هم این گونه است که این سازه‌های دربردارنده فرهنگ و تمدن مردم یزد، آغوششان به سوی پرندگان باز است به طوری که زمان ساختن بادگیر، صاحبان آنها سفارش می‌کردند تا نوعی ظرف سفالی در کف بام کوچک بادگیر برای ذخیره آب باران نصب شود تا پرندگان برای رفع تشنگی از آب درون این ظروف استفاده کنند . »
این هنرمند برجسته‌ی یزدی در پایان نیز تاکید می‌کند: «هنوز هم در این شهر جهانی، زرتشتی و یهودی و مسلمان در مجاورت هم خانه دارند و عقیده‌ی اصلی برپایه‌ی فرهنگ نوع دوستی و رعایت حقوق بشر محسوب می‌شود . مردمانش به همه احترام می‌گذارند و حتی برای حیوانات و طبیعت نیز ارزش قائل هستند.»
انتهای پیام





نظرات شما

ارسال دیدگاه

Protected by FormShield

ساير مطالب

بازار داغ گروه‌های مجازی گردشگری در فصل تعطیلات

نگاهی به روزنامه‌های روز دوشنبه یزد

یک شب در اورژانس

حذف هپاتیت C تا پایان سال 99 در یزد

اشتغال یزد به کام دیگران

آیا پرورش در نظام آموزش و پرورش مغفول مانده؟

غربت آذریزدی در برنامه‌های نمایشی/کودکانی که آذر را خوب می‌شناسند

آیا بعد از دو سال به تعهدات ثبت جهانی یزد پاسخی داده شده است؟

ثبت جهانی یزد، آغاز راهی بی پایان

مروری بر روزنامه‌های امروز یزد

کولاک گرما در یزد

کاهش ویترینی قیمت

حرکت پرشتاب برای تداوم توسعه استان ها

سراب بارندگی استان یزد در کام دیو خشکسالی

ضرورت تداوم کمک رسانی به سیل زدگان تا رفع مشکلات

یاران نارانان با خانواده معتادان اردکانی همدلی می کنند

صرفه جویی را به زلف باران گره نزنیم

دندان دردی که درمانگاهی خیریه را در اردکان بنا نهاد

تعیین هوشمند مقصد سفر به جای گرفتاری 15 ساعته در ترافیک شمال

شخصیت شهید پاکنژاد طرح واره‌ای انسانی بود

اقتصاد مقاومتی یعنی کارآفرینی و استقلال اقتصادی

موزه ها را دریابیم

دیوار کوتاهی به نام پزشک!

توهم پرآبی

آب انبارهای اردکان، یادگارهایی که گاه معضل می شوند

حواستان به «برادرانه‌»های ما هست؟/ ماجرای «تبانی» علیه یک پدرشهید

گذر از تابستان داغ با مدیریت مصرف انرژی

روزنامه پیمان یزد: به تیم فوتبال شهید قندی فرصت بدهید

پرباری خرمن خوشه های طلایی گندم

فراخوان دومین جشنواره پایگاه‌های خبری و خبرگزاری‌های استان یزد

اتوبوسی که از سوار کردن یک کارگر ممانعت کرد، متوقف شد

مردم داری، کیمیای مدیریت

قدیمی‌ترین فناوری برای استحصال آب روبه زوال است

گردشگری غار یا گردشگری محتاطانه؟

بافت تاریخی یزد زخم‌خورده از ساکنان خارجی/امیدی به بالندگی نیست

ناخرسندی والدین، نارضایتی مدارس

بارندگی ها حریف خشکسالی یزد نشد

دستان ایرانی خالق زیبایی

تجرد قطعی؛ تنهایی بی انتها

رانندگی تدافعی در یزد

حفاظت محیط زیست اردکان، نیازمند توجه ویژه

10 چالش عمده پیش‌روی شهردار جدید یزد چیست؟

تابلوی ناهماهنگ و درهم پزشکان در یزد قانونی است؟

کوک شدن ساز انقلاب با تلفیق هنر و نگاه معمار در یزد -

کمرنگ شدن آیین "دوست دوست ، علی دوست " در میبد

آغاز پویش من فطریه‌ام را به بهزیستی می‌دهم در یزد

مهریز، رویشگاه آنغوزه شیرین استان یزد

روایت یادگار دفاع مقدس از نقش رزمندگان ابرکوه در فتح خرمشهر

فرصت‌ها و چالش‌های کشت گلخانه‌ای در یزد- محسن کدخداپور*

بدجوری شاخ و شانه می کشد!